ببر تاسمانی

 ببر تاسمانی

  استرالیا مسکن برخی از غیرعادی ترین و اسرارآمیزترین موجودات حیات وحش می‌باشد. پلاتی‌پوس، کوآلا، کانگورو نمونه‌هایی از این حیوانات هستند که باعث شگفتی انسانها می شوند. ما شاید عجیب ترین حیوانی که تاکنون در استرالیا زیسته است، تیلاسین (thylacine) یا ببر تاسمانی باشد که گویا در سال ١٩٣۶ منقرض شده است.

 

ببر تاسمانی

  ببر تاسمانی بیشتر در جزیره تاسمانیا می‌زیسته است، ‌لیکن در دوره حیات خود در سراسر سرزمین اصلی استرالیا، تاسمانی و حتی پاپوآ گینه نو پراکنده بوده است. شاهد این مدعا نقاشی های بجای مانده از بومیان قدیم این سرزمین‌ها می‌باشد. استخوانهای بسیاری از ببر تاسمانی در استرالیا یافت شده که برخی از آنها حدود ٢٢٠٠ سال قدمت داشته اند. دانشمندان بر این باورند که عامل اصلی در انقراض ببرهای تاسمانی در استرالیا و پاپوآ گینه نو، رقابت آنها بر سر غذا با حیوانات درنده ای مانند دینگو (نوعی گرگ) بوده است.

ببر تاسمانی

  در زمانی که اروپائیان برای اولین بار در ١٨٠٣ به تاسمانی رسیدند، ببرهای تاسمانی در سراسر این جزیره پراکنده بودند و بومیان از این حیوان به عنوان ماده غذایی استفاده می کردند.

  گرچه این حیوان به نام ببر یا گرگ تاسمانی خوانده می‌شد، لیکن بیشتر شبیه پسرعموی کیسه دار خود شیطان تاسمانی (Tasmanian Devil) بود. با سری شبیه گرگ، نوارهایی شبیه ببر و کیسه ای همانند وومبت، ببر تاسمانی موجودی غیرقابل باور می نمود.

شیطان تاسمانی

   ببر تاسمانی شبیه یک سگ طویل با دمی سنگین و سری بزرگ بود. طول گونه بالغ به ١٨٠ سانتی متر از نوک سر تا انتهای دم می‌رسید و ارتفاع آن تا شانه ها حدود ۵٨ سانتی متر و وزن آن حدود ٣٠ کیلوگرم بود. بدن آن از پشم نرم و کوتاهی پوشانده شده بود.

  ببر تاسمانی یک موجود خجالتی و پنهان کار بود که از تماس با انسانها می گریخت. در صورت اسارت بدون مقاومت قابل ملاحظه تسلیم می شد و بیشتر آنها در اسارت می مردند که ظاهرا از شوک ناشی از ترس بود. ببر تاسمانی موجود ساکتی بود و ندرتا پارس می کرد. لیکن آنان شکارچیان سخت کوشی نیز بودند و طعمه خود را تا خستگی کامل تعقیب می کردند. شیوه راه رفتن آنها غیرعادی بود و بر انگشتان خود راه می رفتند. حتی قادر بودند در مسافت های کوتاهی همچون جانوران دوپا بجهند. 

  در سال ١٩٣۶ آخرین گونه شناخته شده ببر تاسمانی در باغ وحش هوبارت مرد. علت اصلی انقراض آنها دشمنی مهاجرین جدید قاره یعنی اروپائیان بود. 

  در سال ١٨٢۴ مهاجرین با خود گوسفند به قاره آوردند . ببر تاسمانی که تا پیش از این از جوندگان تغذیه می کرد، گوسفندها را غذایی لذیذتر و سهل الحصول تر یافت. در نتیجه اروپائیان به شکار ببرهای تاسمانی روی آوردند تا گله های گوسفند خود را در برابر این حیوان گوشتخوار محافظت کنند. از بین رفتن سکونت گاه‌های طبیعی و شیوع نوعی بیماری هاری در میان ببرهای تاسمانی نیز آنها را به سرعت بسوی انقراض برد. پس از مردن آخرین گونه شناخته شده این حیوان در باغ وحش هوبارت، تلاش های بسیاری برای مشاهده این حیوان صورت گرفت که همگی بی نتیجه بود.

  اکنون دانشمندان پذیرفته اند که این گونه نایاب و جالب بر اثر بی خردی انسان بکلی منقرض شده است. لیکن این امید است که با پیشرفت علم همانندسازی بتوانند نمونه ای از این حیوان را بطور مصنوعی ایجاد کنند.

 منبع:دنیای علم و تکنولوژی

/ 22 نظر / 67 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ا و را ن و س

[گل][گل][گل][بغل][بغل][بغل][گل][گل][گل][ماچ][ماچ][ماچ][گل][گل][گل]

ا و را ن و س

تک زنگ چیست !؟ با خبر شدن دو گدا از همدیگر !!![نیشخند]

ا و را ن و س

نسخه جدید آموزش رد شدن ازخیابان به کودکان اول به سمت چپ بعد به سمت راست و بعد به سمت بالا نگاه میکنیم که محل سقوط هواپیماست اگر هواپیما نبود با روحی سرشار و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاریم[خنده]

ا و را ن و س

به مناسبت سقوط هواپیماها: به تابلو های راهنمائی و رانندگی تابلوی "خطر سقوط هواپیما" اضافه شد !!![نیشخند]

ا و را ن و س

فتوای جدید : احتیاط واجب است قبل از سوار شدن در هواپیما غسل میت انجام دهید ! مستحب است کفن هم همراه خود داشته باشید !!![نیشخند]

ا و را ن و س

گاهی به آسمان نگاه کن. . . . از توپولوف و کاسپین خبری نیست؟خوب خدارو شکر.... میتونی به کارات برسی![گاوچران]

ا و را ن و س

اگر همون قدر که ستاره در آسمون هست ماه بود، باز هم آسمون بدون تو سیاه بود! [ماچ]

ا و را ن و س

اگه يه روز بهت گفتند 1000 نفر دوستت داره ، بدون اوليش منم . اگه يه روز بهت گفتند 100 نفر دوستت داره ، بدون اوليش منم . اگه يه روز بهت گفتند 10 نفر دوستت داره ، بدون اوليش منم . اگه يه روز بهت گفتند 1 نفر دوستت داره ، بدون اون يه نفر منم . اگه يه روز بهت گفتند كسي دوستت نداره ، بدون من مردم ! [قلب]

نهانخانه

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم دل در تب لبیک تاول زد ولی ما لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم حتی خیال نای اسماعیل خود را همسایه با تصویری از خنجر نکردیم بی دست و پاتر از دل خود کس ندیدیم زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم باسلام وبلاگ زيبا وپر محتوايي داريد من قبلا هم به وبلاگت سر زده بودم از مطالبت لذت بردم انسان وقتي بيشتر به نشانه هاي پيرامون خودش نگاه ميكنه پهي به عظمت پروردگار ميبره ودنياي حشرات وحيوانات هم يكي از اون نشونه هاست ماه رمضان پر بركتي رو براي شما ووبلاگتون ارزو ميكنم خوشحال مي شم به من سر بزني دیدم قدری گرفته ام انسان وقتی دلش گرفت از پی تدبیر می رود من هم رفتم